X
تبلیغات
شیکسون

 زمان: 24 خرداد 91

مبدا: ایستگاه راه آهن کرج، ساعت حرکت 18  

با توجه به اینکه خانواده ما شامل 2 کودک (8 و 3 ساله) است است ترجیح داده شد که سفر با قطار انجام شود. برای همین منظور تمامی روشهای ممکن مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به زمان حرکت نامناسب قطار تبریز به وان که در حدود ساعت 11 شب است، تصمیم گرفتیم تا ایستگاه سلماس با قطار رفته و بقیه مسیر را با تاکسی ادامه دهیم.  

  

 

 

   تهران تا سلماس (البته ایستگاه قطار سلماس بین دو شهر خوی و سلماس قرار دارد) 887 کیلومتر فاصله دارد که در حدود 15 ساعت با قطار طول میکشد. حرکت قطار از کرج ساعت 18 و زمان رسیدن به سلماس ساعت 9 صبح است. متاسفانه هروز این قطار حرکت نمی کند ودر هفته 3 حرکت و 3 برگشت دارد. تنها قطار 6 تخته درجه یک نیز قطار موجود است. (تا امروز) قیمت قطار به نسبت طول مسیر بسیار مناسب است (8900 تومان) قطار با وجود 6 تخته بودن مناسب و تمیز است و دارای تهویه مطبوعبود. از ایستگاه قطار تا مرز 100 کیلومتر فاصله دارد که در حدود 2 ساعت طول میکشد. ما در حدود ساعت 11 صبح رسیدیم مرز رازی. اطراف شهر خوی بسیار زیبا و پر از مزارع کشاورزی و به خصوص آفتابگردان بود. زیباترین منظره مسیر پل بسیار زیبایی است که با ارتفاعی 118 متر منو یاد پل ورسک میانداخت. طول این پل در حدود 400 متر است. (این پل در حدود 40 سال بعد از پل ورسک ساخته شده است)  

بیشترین مشکل قطار گرفتن ملافه ها در ساعت 5/5 صبح بود که حسابی بچه ها رو کلافه کرد و دیگه نتونستیم اونارو بخوابونیم. قبل از رسیدن به سلماس دیدن دریاچه خشک شده ارومیه حسابی مارو اذیت کرد.

ایستگاه سلماس بسیار خلوت و بسیار منظره زیبایی دارد و مشرف به مراتع سبز است. در ایستگاه تبریز بیشتر مسافرها پیاده شده بودند (ساعت 6 صبح) و من متوجه شدم چرا هفته ای فقط 3 قطار در این مسیر وجود دارد.

در پارکینگ بدنبال خودروی مناسبی بودم که مارا تا رازی (مرز) ببرد. فقط 5 خودرو در حیات ایستگاه بودند و البته 4 یا 5 خانواده هم بیشتر نبودند که پیاذه شدند!! دیگه از این به بعد فقط زبان ترکی و کردی است که کاربرد دارد.

با راننده یک خودروی روآ نقره ای تمیز چونه زدم و گفت 100 کیلومتر تا رازی راه است و چون 8 کیلومتر از آن خاکی و خیلی وضعیت خرابی دارد 40 هزار تومان درخواست کرد.  من هم مجبور به قبول بودم (البته در آخر 35 هزار تومان قبول کرد چون زیر سازی جاده انجام شده بود و وضعیت بهتر از آن چیری بود که او فکر میکرد)

  

 

نزدیک های قطور جاده خاکی می شود. (در حدود 8 کیلومتر) البته عملیات زیر سازی انجام شده و فقط باید آسفالت بشود. مسیر مخصوصا نزدیک های قطور (تنها روستای  مسیر خوی به رازی) بسیار زیبا و بکر است. و تقریبا بجز افراد محلی (قطور) و مسافرین رازی که افراد کمی هستند تردد بسیار کم میباشد. راستی قبل از قطور یک ایست بازرسی چمدانها را گشت. آخرین پمپ بنزین ایرانی در قطور قرار دارد.

 

 

مرز رازی

 

  ضمنا برای جلوگیری از قاچاق بنزین و گاز CNG برای هر لیتر بنزین موجود در باک لیتری 1000 تومان عوارض اخذ میشود. با وجود این امر تعدادی زیادی از خودروهای ترکیه ای این کار را انجام میدهند و تقریباً 80 درصد خودروهای در حال تردد ترکیه ای بودند. بعضا خودروهایی که اصلاً روشن نمیشوند و بکسل میشوند به داخل ایران می آیند. به نظر میرسد باید برای خودروهای خارجی عوارض بیشتری باید برای بنزین بگیرند که این اتفاق نیافتد.

بعد از دیدن این صف طولانی از اینکه خودروی خود را بین الملی نکردم احساس رضایت داشتم. (البته با داشتن دو کوچولوی شیطون)   

 

 

 بعد از عبور از مرزِ خودروهای ون Transit ford را دیدیم که با 20 لیر ما را به وان میبرند. کرایه برای هر نفر 20 لیر است و طبق قانون هر مسافر را تا مقصد ایشان می رسانند. بیشتر مسافرین ون هموطنان آذربایجانی بودند که برای ارزان سفر کردن به فرودگاه وان میرفتند تا از انجا به استانبول و ... پرواز کنند. حدود یکساعت کشید تا ون پرشد. مسول بلیط فروشی جوانی حدود ۲۰ ساله بود که بسیار خونگرم و مهربان بود. راننده ون نیز آقایی در حدود ۴۵ ساله بود که ایشان نیز بسیار مودب بود.  

 در حدود 12:30 به وقت ایران به سمت وان راه افتادیم. 97 کیلومتر فاصله رازی تا وان است. از شهرهای مسیر به اوزلوپ و روستای سارای میتوان اشاره کرد. تا حدود 10 کیلومتر بعد از رازی جاده بسیار خوب و با کیفیت (اما تک لاین) بود. بعد از شهر اوزلپ جاده به صورت نیمه خاکی تبدیل شد اما تیم عمرانی به شدت در حال کار بودند تا مسیر را دو لاین کنند. حجم پایین تردد در این مسیر و دو لاین شدن این مسیر برایم عحیب بود. دوستانی که  با خودروی شخصی میخواهند از این مسیر عبور کنند باید به چاله ها و ماکزیمم سرعت 100 کیلومتر بر ساعت دقت داشته باشند. (و البته جریمه های سنگین)

۱/۵ ساعت بعد به شهر وان رسیدیم. اختلاف ساعت با ایران 5/1 ساعت است. مستقیم به هتل اقامت خود که Hotel Madi بود و از طریق تلفن رزرو کرده بودم رفتیم. لازم به یاددآوری است بیشتر هتل ها برای رزرو نیاز به master card و ... دارند که با توجه به موجود نبودن این کارت در ایران مجبور به رزرو از طریق email  و تلفن شدم. متاسفانه از آژانس های تهران امکان این کار مهیا نشد چون در سیستم رزرو آژانس ها این شهر موجود نیست. البته وقتی در اینترنت هم جستجو میکنید در حدود 11 هتل برایتان می آورد که در عمل به نظر میرسد تعداد هتل های باقی مانده بعد از زلزله بیشتر از این اعداد باشند.

هتل ما در مسیر بیرون شهر قرار داشت و این امر کمی برایمان مشکلاتی به همراه داشت. البته ون های  Tony Edmerit‌با کرایه نفری 25/1 لیر از مرکز شهر تا درب هتل تردد میکنند که این امر مارا از دادن هزینه تاکسی دربستی 20 لیری رها میکرد. 

نکته جالب که در این ون ها برخورد کردیم و برایم جالب بود این بود که آقایان اجازه نمی دهند خانم ها (مخصوصا با بچه) سرپا بمانند. به محض سوار شدن یک خانم  وعدم وجود صندلی نزدیک ترین آقا و بویژه جوانترها جای خود را به ایشان میدهند. بیشتر مردم با همدیگر مهربان بودند و تقریبا در صورتشان نشانی از استرس دیده نمی شد. آقایان جوان (بیشترشون) سر به زیر بودند و کاری به کار کسی نداشتند. تقریبا نیمی از خانمها محجبه و بقیه بدون حجاب بودند. خانمهای باحجاب دارای مانتوهای بلند تا مچ پا و مقنعه های بلند بودند و خانمهای بی حجاب نیز بیشتر به صورت بلوز و شلوار در شهر تردد می کردند. به نظر میرسید از نظر روابط اجتماعی با همدیگر مهربان و دلسوز باشند. ارتباط خوب و گرم شرقی نشینان به صورت محسوسی در شهر پیدا بود.   

قیمت هتل برای اتاق سه نفری 58 یورو بود (با صبحانه) هتل از نظر کیفیت در حد متوسط بود و صبحانه در حد هتل سه ستاره های ایرانی.  برخورد reception ها با ما بسیار خوب بود.  

نمایی از مسجد جامع وان (نمازگزاران در حال اقامه نماز جمعه )  

 

 

 زلزله آبان ماه خسارت بسیاری به این شهر وارد کرده است. البته باعث نوسازی بخشی از شهر نیز شده است. بعضی از واحدهای مسکونی نیز ترک های بسیار بزرگی داشتند که خالی از سکنه بودند. شهر از آپارتمانهای زیبا تا خانه های کوچک محقر تشکیل شده است. در اکثر خانه های ارزان از بلوکهای سیمانی (مانند شمال) استفاده میشود و ظاهر بدون نما رها میشود. در خانه­ها ی بهتر نما از رنگ و در خانهای پیشرفته تر از نماهای کامپوزیت استفاده میشود. استفاده از سنگ به شیوه ایران مرسوم نبود.   

  

 

 

یکی از مسایلی که در شهرسازی این شهر به چشم میخورد عدم فشردگی خانه ها بود. احساس میشود قیمت زمین بالا نیست چون خانه هایی که بنظر ارزان قیمت بودند نیز حیاطی نسبتا بزرگی داشتند. بیشتر قسمت های شهر در حال نوسازی آثار زلزله بود و احتمالاً بعد از یک یا دو سال همراه با جاده به مست رازی شهر وان زیبا شود. تعدادی از زلزله زدگان در بیرون شهر نزدیک فرودگاه در کانکس های سفید رنگ منظمی اقامت داشتند. به نظر میرسد دارای مساحت در حدود 40 مترمربع باشند.  

 

 

 

   نکته جالب در مورد کانکس ها دیش های انها بود که همی آنها دارای یک دیش و به یک سمت بودند.

در حاشیه جاده Edremit شرکتها و هتل های بسیاری تاسیس شده که شیک و به سبک شهرهای بزرگ مانند استانبول میباشند. فرودگاه شهر وان نیز در همین جاده (با فاصله تقریبا 5 کیلومتری از مرکز شهر) واقع شده است. این شهر دارای یک زیر گذر اصلی است که آن هم بروی همین جاده ((D300 تاسیس شده است. 

 دو فروشگاه اصلی این شهر کارفرو Carrfursa و migros  است. فروشگاه lcwakki پس از زلزله تعطیل شده است. قیمت پوشاک در وان نسبتاً مناسب است.(البته به شرط اینکه قییت لیر به ریال خیلی بالا نباشد)

بیشتر سنگفرش پیاده روها فرسوده و خراب بود و فقط خیابان اصلی شهر دارای سنگفرشی تمیز و نو بود. این خیابان (که اسمش را فراموش کردم) پر از افرادی است که برای قدم زدن در آن تردد میکنند. یک کافی شاپ بسیار شیک نیز در قسمت های میانی این خیابان قرار دارد که ما نیز 3 عدد کیک کاکاویی، دو عدد چای و یک عدد لیموناد به قیمت 5/18 لیر خریدیم.

بیشتر رستورانها کباب ترکی از نوع گوشت گوسفند(یا گاو) و مرغ دارند که دارای قیمتی از حدود 3 لیر (نوع ساندویچی سرپایی) تا 10 لیر (پرسی به همراه نوشابه، سالاد) در رستورانهای شیکتر در تغییر بودند. متاسفانه بیشار کبابها بسیار چرب هستند اما خوشمزه.

معمولاً در رستوران ها صدای موسیقی به گوش میرسد و پرسنل جلوی در رستوران مردم را به غذا دعوت میکنند. در کل رستوران های ارزان قیمت فراوانی در وان وجود دارد. راستی خبری از مک دونالد و کی افسی و پیتزا فروشی در این شهر نیست. بعضی از مغازه ها به صورت عمده فروشی فعالیت میکنند دارند که در تابلوی آنها Topdan نوشته میشود. (به نظر میرسد از همان توپی برداشته شده است)

بازار شهر در اشغال جنس های چینی نیست و خیلی از اجناس ترکیه ای هستند و این قضیه ملموس است. مثلاً اسباب بازی ترکیه ای فراوان است و تمامی لوازم آشپزخانه ترکیه ای هستند.

تنوع خودرویی بالایی نیز در شهر محسوس است. بیشترین خودرو به نظر میرسد به ترتیب زیر باشد: رنو، فیات، فورد، پژو، تویوتا، خودروهای کره ای، خودرهای لوکس (بنز و بی ام و) و ... . راستی نمایندگی خودروی چینی چری نیز در این شهر بود. اما تردد خودروهای چینی در شهر بسیار پایین بود.

نمایندگی های خودرو سازها بسیار شیک و به سبک غربی ساخته شده بودند و پر از خودرهای صفر کیلومتر. به نظر میرسد خودروسازهای کره ای در تلاشند جای فیات و پژو را در ترکیه بگیرند. خودروهای زیبای هیوندای از جمله IX55 در جلوی نمایندگی هیوندای آماده تحویل به مشتری ها بود. به نظر میرسد رنگ سفید در خودروهای شهر وان نیز مانند مقبولیت بالایی داشته باشد. (البته کمتر از شهرهای ما) تمامی خودروهای ون و تعداد قابل توجی از خودروها سفید بودند.

راستی سیستم حمل و نقل عمومی در وان به صورت زیر است:

1-      تاکسی های سواری (اغلب l90  و فیات) که به صورت تاکسی متر کار میکنند.

2-      ون های فورد که با توجه به مسیر کرایه دریافت میکنند و معمولاً به ازای هر نفر از 1 لیر شروع میشود.

3-      مینی بوس:

در محل های مختلفی در کنار دریاچه وان میتوان شنا کرد. هتل ما مشرف به دریاچه بود اما ساحل خوبی نداشت. در محل های برای شنا مردم بیشتر اقدام میکنند. نکته جالب حریم دریاچه و عدم وجود ویلا در اطراف دریاچه بود. راستی این دریاچه نیز شور است. مقایسه این دریاچه و دریاچه ارومیه که فاصله بسیار کمی از هم دارند بسیار غم انگیز است.  

 

 

 

 پس از دو روز اقامت در وان (طبق برنامه ریزی انجام شده) با تماس با موبایل راننده قرار ساعت 8:۳۰ صبح را فیکس کردیم. کرایه برای برگشت نیز 20 لیر است (از هر نقطه از وان) برداشتن مسافر از دم درب هتل بسیار روش مناسبی بود. مرز فقط روزها (فکر کنم از ساعت 8:30 الی 18:30) باز است و باید به این نکته نیز توجه نمود.

مسیر برگشت نیز به همان ترتیب رفت انجام گردید. در طول میسر مدارس شیک و بزرگ مسیر که در روستاهای کوچک قرار دارند نشان از این دارد که سرمایه گذاری خوبی در بخش آموزش در ترکیه در حال انجام است. راستی بیشتر ساختمانها مجهز به آبگرم کن خورشیدی بودند(حتی در روستهاهی کوچک) تجهیزی که خیلی جایش در کشور آفتابگیر ما خالی است.

بعد از عبور ار مرز یک تاکسی سمند (که جلوی درب منتظر مسافر بود) ما را با کرایه 50 هزار تومان تا شهر ارمیه (در حدود 220 کیلومتری) رساند.